أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
333
تجارب الأمم ( فارسى )
كارمندان مقتدر و آنچه از ايشان گرفته شده است با احترام به دو واگذار شود . پس به نزد * كلوذانى رفت و او برايش هنگام آمدن و هنگام بازگشت به پا خاست . قاهر همهء ديوانهاى ياد شده را به نام او نوشت و او همه را به دست گرفت ولى كارى در آنها انجام نداد ، زيرا خوش نداشت ، او كه تا ديروز وزير مقتدر بوده است امروز مسئول دفتر دارائى مصادره شده از مادر و فرزندان و كارمندان مقتدر باشد . پس كلوذانى ، هشام را خواسته ، دفتر بازرسى آنها را به دو سپرد و دفتر اصلى آنها را به ابو محمد ماذرائى واگذار كرد . مدت عهدهدارى فضل [ ابن جعفر بن فرات ] آن ديوان را تنها هفده روز بود . پس شهرت يافت كه ابو بكر بن ياقوت از مصادره تنها نود هزار دينار پرداخته است و باقى آن از او خواسته شد . قاهر مادر مقتدر را بيرون آورد ، تا در برابر دادرسان و گواهان عادل وقفنامههاى خود را باطل كند و على بن عباس نوبختى [ 1 ] را وكيل خود در فروش آنها سازد . ولى او نپذيرفته گفت : من اينها را بر « مكه » و براى مرزداران و بينوايان و بيچارگان وقف كردهام و باز گردانيدن آن را روا نمىدانم ، ولى دربارهء دارائى آزاد خودم به على بن عباس [ نوبختى ] وكالت دادهام كه آنها را بفروشد . دادرس عمر بن محمد [ بن يوسف [ 2 ] ] و گواهان برخاسته به نزد قاهر شدند . او ايشان را گواه گرفت كه وقفها را او باطل مىكند و به على بن عباس [ نوبختى ] وكالت مىدهد كه آنها را همراه ديههاى ويژه ، فراتى ، عباسى * ، مستحدثة ، بازگشته ، و مانند آنها در بخشهاى ديگر همه را بفروشد . او به ابو طالب نوبختى [ 3 ] و اسحاق بن اسماعيل [ نوبختى ] و ابو الفرج
--> [ ( 1 - ) ] M : اين مرد همان است كه مقتدر نيز هنگامى كه ناگزير شد ديههاى خود را بفروشد او را وكيل در اين كار كرد ( خ 5 : 327 ) . آمد روز در پانوشت خود ، هم در آنجا و هم در اينجا بيوگرافى او را ياد كرده و من همه را بدانجا بردم . [ ( 2 - ) ] M : محمد بن يوسف : ابو عمر دادرسى است كه حكم مرگ حلاج را صادر كرد ( خ 5 : 155 ، 159 ) كه در سال 319 درگذشت ( پانوشت خ 5 : 3 و 368 ) . [ ( 3 - ) ] M : روايت كنندهء اشعار ابو نواس براى حمزهء اصفهانى . ن . ك « خاندان نوبختى ص 245 » .